|
|
|
|
|
سلام
میخوام یه خبر داغ بهتون بدم که تا حالا نه شنیدین و نه میشنوین و نه حتی تو اخبار گفته شده و میشه.
یادتونه قبلا یه بار تو یکی از خاطراتم گفته بودم که من همیشه مسائلو سر بزنگاه میبینم؟ خب حالا اینم یه نمونش!:
مراسم سوم عمه م که تموم شد، شب واسه نماز رفتم تو حیاط خونه مادر بزرگم اینا تا وضو بگیریم.
همینجور که داشتم وضو میگرفتم سرمو بالا گرفتم و به آسمون نیمه ابری نگاه کردم.
یهو چشمم به یه نقطه نورانی خورد. بلند با خودم گفتم:ستاره مشرقی ، اینجا؟؟!
آخه ستاره مشرقی اینجهت نبود و نورشم بیشتر از اون چیزی بود که من دیدم.
چند لحظه بعد به خودم گفتم: حتما هواپیماس. آره حتما هواپیماس..
به ادامه وضوم پرداختم. دست راستمو که شستم دوباره سرمو گرفتم بالا و دیدم نقطه هه جابجا شده.با خودم گفتم: دیدی گفتم هواپیماس! من میدونستم!
دست چپمو که شستم دواره سرمو گرفتم بالا تا ببینم هواپیمائه چقدر و در چه جهتی جابجا شده.
یهو دیدم از هواپیمائه خبری نیست. وضومو تموم کردمو دوباره نگاه کردمو هر چی گشتم که ببینم هواپیمائه کجاست پیداش نکردم. مطمئن شده بودم که یا اوج گرفته و یا زیر ابرا رفته و من نمیبینمش. منتظر بودم که از زیر ابرا بیاد بیرون که نیومد.
به نظرم یکم عجیب اومد.
داشتم از حیاط خارج میشدم و به سمت اتاق میرفتم که گفتم برای آخرین بار برگردمو یه نگاه دیگه بکنم شاید اینبار هواپیمائه از زیر ابرا خارج شده باشه. آخه حس خوبی پیدا کرده بودم و یاد سفر خودم با هواپیما به یه جای خوب افتاده بودم.
تا برگشتم از دیدن چیزی که دیدم خشکم زد.
دیدم یه نور سفید به وضوح داره آسمونو رصد میکنه. نوره مدام تو آسمون تو همون نقطه ای که هواپیمائه رو دیده بودم داشت گشت میزد.
فقط یک لحظه دیگه دیدم اون نقطه نورانی اومد بیرون و بعد اون نور سفید که از زمینی در نزدیکی من (احتمالا از حوزه یا از پایگاه مسجد امام علی (ع) که تو همون نزدیکی و در اون جهت بود) میتابید روی اون نقطه متمرکز شد و بعد اون نقطه نورانی به سرعت خودشو لای ابرا قائم کرد.
همینجور که به طرف اتاق میرفتم هی بر میگشتمو پشت سرمو میدیدم و میدیدم که اون هاله نورانی سفید گشت زن همچنان داره توی ابرا رو دنبال اون نقطه نورانی میگرده.
حالا دیگه از یه چیزی مطمئن شده بودم و اونم این بود که اون نقطه نورانی هر چی که بود...... هواپیمای مسافربری نبود.
اونروز صبر کردم تا ببینم توی اخبار چیزی در این مورد میگه یا نه؟ اما هیچی گفته نشد.
آخه....
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دادگاه رسیدگی به اغتشاشگرا خیلی داغ تره.
دیشب جلسه سومشونو دیدم.
بیشتر این اغتشاشگرا یا سابقه دارا هستن یا عوامل خودفروخته یا معتادا. مردم خنگ مارو ببین که دنبال کیا راه افتادن!
من موندم چطور بعضیا حاضر شدن وکالت بعضیارو بگیرن.
اون معتاده که شیشه مصرف میکرد.............اون که وکیل مدافعش (وحید اسماعیلی) خیلی باحال حرف میزد. اسماعیلی میگفت:
من توی زندان به موکلم گفتم تو اصلا به وکیلی مثل من احتیاج نداری. خودت برو تو دادگاه حرفتو بزن، دفاعتو بکن، از عقیدت دفاع کن.....(بعد از یه مکث) آخه عقیده ای وجود نداره!
آی من دچار دوگانگی حسی شدم! طفلک معلوم بود اصلا از اینکه وکیل این بابا شده راضی نبوده و از طرفیم دوست داشته طرف برحق میبوده تا ازش دفاع کنه.
چقدر بده آدم مجبور بشه از کسی که برحق نیست دفاع کنه. چقدر حرص خورده!
بعضیاشون که حرف زدنشون خیلی جالب توجه بود. یکیشون که جهت تبرئه! میگفت: من سنگ پرتاب کردم به پلیس ولی بهشون نرسید (نه پس میخواستی برسه دیگه!)
یکی دیگه میگفت: شما مارو فریب دادید، آقای قاضی! (فکر کنم این تهشو بد اومده......کلا هر چی میگفت خطاب به قاضی میگفت.......وگرنه بدون شرحه!)
اون پسر جوونه که فقط آتیشی شده بود.
یا اون پیر مرده که میگفت من سخنرانی میکردم چون میدونستم چی به چیه سیاست!
یا اون مسیحیه که اسم باباش یوسف بود نه جوزف!
یا همون معتاده که میگفت من معتاد بودم و الان سالم جلوی شما وایسادم (و داشت به دادگاه منت میذاشت که سالم کرده خودشو!(
خیلی فیلم بودن دیشب اینا خدایی!
اما یکی دوتاشونو که من خیلی دوست داشتم یه فص کتکشون بزنم.
مخصوصا یکیشون که معلوم بود از قبل خودش (شایدم با کمک وکیلش)هماهنگ کرده بود که بیاد خودشو فریب خورده جا بزنه تا تبرئه بشه
یا اون یکی که میگفت من تو یه موقعیت بد دستگیر شدم (خب خیلیا تو اون موقعیت بد بودنو دستگیر نشدن، چرا تو؟ اصلا تو چرا خودتو همچون جایی بردی و هدفت از قرار گرفتن تو اون موقعیت بد چی بوده؟
حالا خوبه خودشون اقرار کردن که ضعف روابط خارجی اخیر کشور و همینطور ضایع کردن رای 85 درصدی ملت که تو تاریخ دنیا بی سابقه بوده رو خودشون ضایع کردن. حتی یکیشون که خودشم رای داده بود و حتی رای خودشم براش ارزش نداشته که نذاره ضایع شه.
حالا همشون دنبال مقصرن و میخوان گناه خودشونم بندازن گردن کله گنده ها.
خب خودتونم مقصرین. اینهمه آدم رفتن تو این تظاهرات پس چرا اونا فریب نخوردن؟ اصلا فریب یعنی چی؟ تقصیر خودتونه، مگه عقل ندارین؟ بیخود اسم فریبو روش نذارین شما خودتونم میخواستین وگرنه آدم تا کاریو خودش نخواد انجام بده کس دیگه نمیتونه مجبورش کنه
فقط یکی دو نفرو من دیدم که میشد بگی اینا جو گیر شدن وگرنه بقیه شون داشتن سیاه نمایی میکردن.
ای خداااااااااااااااا............ این مردم ایران کی میخواد عقلشون بیاد سر جاش؟ دنیا تموم شد بابا!
|
||
|
+
شيرجه زده شده در دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ساعت 12:41 توسط .Dolfin.
|
|
||