اهل دریا هستم....دل من دریاییست.....در پی صدق و صفا می آیم...

پرسش های معمائی:

از حضرت علی (ع) پرسیدند: کسی که پدر و قوم و خویش نداشته کیست و جایی که قبله ندارد کجاست؟

حضرت علی (ع) فرمود: کسی که پدر نداشت عیسی (ع) و آنکه قوم و خویش نداشت آدم (ع) بود و جایی که قبله نداشته و ندارد خانه خداست.

باز پرسیدند: کدام سه چیزند که در رحمی نبوده و از بدنی بیرون نیامده اند؟

امام (ع) فرمودند: عصای موسی و شتر صالح و قوچ ابراهیم هستند.

باز پرسیدند: چه گوریست که صاحب خود را حرکت داد؟!

حضرت فرمود: شکم ماهی ایست که خدا یونس (ع) را در آن حبس کرد.

*     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *

و از حضرت پرسیدند: کدام پسری است که از پدرش بزرگتر می باشد؟

حضرت فرمود: عـّذَیر (ع) بوده است. وقتی که خداوند عذیر را (میراند و دومرتبه ) پس از صد سال زنده کرد، چهل سال داشت و پسرش صد ساله بود!

*     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *

از حضرت پرسیدند: چه ساعتی جزء شب و روز نیست؟

امام فرمودند: یک ساعت قبل از طلوع خورشید

*     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *     *

+ شيرجه زده شده در  دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 0:44  توسط .Dolfin.  | 

سلام

این تست هوش برای کساییه که فکر میکنن خیلی سریع و درست تفکر مینمایند!

لطفا دانلود نموده و حالشو ببرید!

 

                                        دانلود تست هوش 

+ شيرجه زده شده در  یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 15:45  توسط .Dolfin.  | 

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.


پرداخت صورتحساب ميز:

وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود!

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند. 

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:

مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:

وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

 

+ شيرجه زده شده در  چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 0:12  توسط .Dolfin.  | 

حجاب اسلامی؟؟؟

سلام دوستان راستش میخواستم وارد یه مبحث دیگه بشم ولی نظر یکی از دوستان با آی دی "ته تغاری" باعث شد که این تاپیک رو هم اضافه کنم

من نمیدونم چرا وقتی میگن حجاب کلمه اسلام رو هم پشتش میندازن؟حجاب اسلامی؟؟؟ آیا حجاب فقط منوط به اسلامه؟ جالب اینکه حتی کسانی که دستی هم از دور بر دین دارند هم به این اشتباه دامن میزنن! درسته که چادر از فرهنگ ایران وارد اسلام شده ولی کلا حجاب فقط مختص به اسلام نبوده و نیست.... حالا عرض میکنم!

دوستمون اینطور نوشته:

متاسفانه الان تو تهران تمام دخترا و پسرا حجاب رو یه مانع می دوننند واسه ازادی خودشون و به همین دلیل خیلی میل به دین های دیگه دارند ولی جالبیش اینه که جرئت این کارو ندارند چون می دونند با این کار همه چیز رو دست می دند!!

خب راستش منم تا پارسال کما بیش همین فکر اشتباهو میکردم ولی... خدا رحمت کنه اون کسی رو که تحقیق رو باب کرد!..الهی آمین!!!

پارسال ماه رمضون به اتفاق یکی از دوستانم (یکی مثل خودت) رفته بودیم نمایشگاه قرآن تهران.

اینجا هر سال یک سالن بزرگ هست که به یه موضوعی اختصاص میدن نمیدونم شما هم دیدین یا نه. سال قبل سالن بزرگه مال رادیو قرآن بود و از در ورودی دنیا رو درست کرده بودن و رو در و دیوارشم جمله ها و احادیث رو بصورت برد و پلاکارت نوشته بودن با موضوعات مختلف و یک ماز(دالان مارپیچ) ایجاد کرده بودن که بعضی راه هاش بن بست بود (البته اینو بعد که تو راه دیدم یک سری دارن بر میگردن و میگن بن بسته فهمیدم!..انشا الله که تو زندگی واقعی هم هیچ کودوممون به راهی نریم که تهش بن بست باشه) بعد از یه مدت به یک قسمتی می رسیدی که دو تا پرده سیاه داشت و وقتی از وسط پرده ها رد میشدی به یه محیطی میرسیدی که سقف داشت و اصطلاحا برزخ بود و نور قرمز داشت و یه سری اعمال و عذابها رو توش مجسم کرده بودن و از اون طرفم دو باره دو تا پرده سیاه بود که ازشون رد که میشدی و دوباره بدون سقف میشد. یکم که میرفتی یه گوشه رو هم بشکل جهنم در آورده بودن که جهنمشون اصلا جهنم نبود؟! و خلاصه اونطرفش هم صراطو میزانو آخرشم بهشت بود که خدایی بهشتشو خیلی قشنگ و بهشتی درآورده بودن!

القصه پارسال که من و دوستم رفته بودیم این سالن مال یه بخش دیگه بود که توش تاریخچه حجاب رو درست کرده بودن و یه مسابقه هم از روی همون دیوار نوشته ها ترتیب داده بودن که البته هیچ کودوم ما رو برنده نکردن!!

تاریخچه حجاب از اوایل تاریخ بشریت بود تا اسلام و یه خانمی هم که انگاری از من خوشش اومده بود!!! تا یه جاهایی باهامون همراه شد و توضیحاتی میداد که همون یه ذره توضیح کمک امروز من واسه نوشتن این تاپیک شد!(ای خدایی که دوست داریم، حقا که تو بهترین راهنمایی!)

اون خانم هم همین باور غلط امروز رو برامون باز کرد و گفت که جوونای امروز از اسلام بر میگردن و میرن مسیحی میشن چون فکر میکنن مسیحیت آسونه و حجاب نداره و همون موقع برد تحقیقی رو که در همین زمینه به دیوار نصب شده بود نشونمون داد و اضافه کرد:ما در این زمینه مفصل تحقیق کردیم (و به این نتیجه رسیدیم) در حالی که مسیحیا باید از کلاه و چه و چه استفاده کنن و حجابشون از ما بیشتره و بعضی ها هم که میرن یهودی میشن در حالی که اونها از مسیحیا هم بدتر هستن و الان تو تل آویو که مرکز رژیم صهیونیستیه (لعنة الله علیهم) تو اتوبوسهاشونم بین قسمت زنونه و مردونه پرده های ضخیم آویزون میکنن که مردها نتونن حتی زنها رو در قسمت عقب ببینن و قسمت زنونه کاملا پوشیده هست و زنهاشونم تازه زیاد بیرون نمیاد مگر اینکه کار ضروری داشته باشن (مثل اینکه بهشون اجازه داده نمیشه از خونه بیان بیرون).

خلاصه بحث که به اینجا رسید همکار خانومه صداش کرد و اون رفت.............ولی:

جمعی رو از غفلت و بی خبری و ناآگاهی درآورد!

 

درسته خیلی چیزها یا به قول شما همه چیز رو از دست میدن چون کسی که از اسلام میخواد برگرده به یه دین دیگه اون دین تحریف شده چیزی نداره تا به اون فرد ارائه کنه. چون اسلامه که دین کامله و جلوی سایر ادیان عرض اندام میکنه!!!

حالا باید دید امساال میخوان با سالن بزرگه چکار کنن مثی که امسال دست همین دوستم و همکلاسیهاش باشه.........حالا دست هر کی میخواد باشه، مهم کاریه که قراره تو اون سالن انجام بشه.

من که بی صبرانه و مشتاقانه منتظر رسیدن ماه رمضون و برپایی نمایشگاه قشنگ و پر بارش هستم!!!

+ شيرجه زده شده در  سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 20:43  توسط .Dolfin.  | 

تازه مسلمانها:

خب قرار بود راجع به این مقوله بنویسم! راستش مسئله اینه که مسیحی هایی که توی کشورهای اسلامی مثل ایران خودمون زندگی میکنن چون تو مدرسه مسلمونها معمولا درس میخونن و با ما ها رفت و آمد دارن و قرآن رو خوندن بنابراین قرآن به سوالاتشون کامل جواب میده و دیگه کمتر دنبال این میفتن که جواب سوالی رو بدونن و فکر میکنن که دینشون هیچ کم و کاستی نداره و این انجیله که به همه پرسشهاشون جواب داده! به خاطر همین با اینکه بعضا به ائمه ما اعتقاد دارن و نذرهاشون رو از اهل بیت ما و ابواب الحوائج میگیرن دیگه توجهی نمیکنن که دینشون رو عوض کنن.

اما مسلمونهایی که توی ممالک غربی زندگی میکنن و اونجا اکثرا مثل خودشون هستن چون جایی یا چیزی یا کسی وجود نداره که به سوالات اعتقادیشون جواب بده بنابراین (اگه تو مسائل مادی غرق نشده باشن) خودشون از سر کنجکاوی میفتن دنبال اینکه بفهمن جواب فلان سوالشون چی میشه. اینه که چون هیچ دینی کامل نیست و به جز قرآن سایر کتب آسمانی تحریف شده هستن در آخر وقتی به اسلام میرسن و جواب سوالشون رو میگیرن بیشتر کنجکاو میشن و بقیه دین رو هم بررسی میکنن و چون همه چیز رو طی تحقیق بدست میآرن و میفهمن ، وقتی هم که مسلمون میشن دلیل همه چیز رو میدونن و میدونن برای چی فلان عمل رو بجا میآرن و برای همین خیلی پایبند تر از ما میشن و مسلمون تر از مسلمونها میشن!

میگین نه؟ مثلا خود ما که از اول تو خانواده اسلامی و تو بغل اسلام بودیم! هنوز خیلی چیزها رو از دینمون نمیدونیم و فقط یه اصول کلی ش رو میدونیم.

مثل اون مردی که نمیدونست مادر زن تا آخر عمر بهش محرمه و بعد از اینکه زنشو طلاق داده بود رفته بود با مادر زنش ازدواج کرده بود. اینو من که تو رساله یه سری وول خوردم! هم نمیدونستم و تازه فهمیدم و فکر کنم مسلماً شماها هم نمیدونستید.

و این تازه یه نمونه شه!

یا مثل یکی از هم دوره ای های من تو دانشگاه که تعریف میکرد شوهرش از بچگی پدرش مجبورش میکرده نماز بخونه و هر چی میپرسیده چرا باید نماز بخونم پدرش میگفته چرا نداره باید بخونی. میگفت شوهرش یک سال تموم نمازش رو گذاشت کنار و بعد وقتی رفت دنبالش که بفهمه چرا باید نماز بخونه و بعد از اینکه دلیلش رو فهمید دوباره شروع کرد به نماز خوندن و نماز قضای اون یکسالش رو هم به جا آورد و البته دهنش صاف شد تا یک سال نماز قضا رو بخونه!

خب ما میدونیم نماز برای تشکر از خداست اما این رو فقط به زبون میاریم و ایمان تو دل ما ریشه نکرده واسه همینه که میبینم طرف همه تکالیفش رو به ظاهر به جا میاره و مثلا آدم خوبی هم هست ولی عملاً به راحتی دل میشکنه و غیبت میکنه و هزارتا چیز دیگه که شما ها خیلی بهتر از من میدونید. (اتفاقا چند روز پیش دیدم تو یکی از وبلاگای پارسی بلاگ یکی از همین مسئله گلگی کرده بود)

حتی خود من که خیر سرم قاری قرآنم! از بچگی بهم میگفتن خدا هست ولی تا 10-12 سالگی نمیفهمیدم خدا هست یعنی چی؟ چطور ممکنه خدا همه جا باشه؟مگه میشه کسی تو یه لحظه همه جا باشه؟؟؟ اصلا چجوری هست این خدا؟ چه شکلیه؟ و از این حرفا...

تا این که خودش راهنماییم کرد و بهم فهموند " من هستم" و طوری شد که پارسال وقتی گیر یه آدم کافر افتاده بودم هر کاری کرد که به من بقبولونه خدا وجود نداره من زیر بار نرفتم و اعتقادمو از دست ندادم. الان طوری شدم که حس میکنم توی عشق خدا غرق شدم و اونو قشنگ توی دلم حس میکنم به شکل یه مشعلی از نور که مثل خورشید نورانی هست ولی مثل خورشید مرکز و هسته نداره و فقط یه منبع نورانیه که میدرخشه و همه جا رو روشن میکنه و نورش اونقدر قشنگه که از دیدنش سیر نمیشی و چشمو هم اذیت نمیکنه. و وقتی با هم حرف میزنیم یا بعضی وقتا که صحبتش میشه ناخودآگاه گریه م میگیره و حس میکنم اون صمیمیترین و نزدیکترین رفیقمه و حتی گاهی هم به جای خدا رفیق صداش میزنم! و البته رفیق و احسن الرفیق هم از اسما الله هستن. بگذریم... بحث ما چیز دیگه ست.

ما از اول همه چیو تو گوشمون خوندن و خودمون دنبالش نرفتیم تا دلیل واقعیش رو بدونیم اسلاممون ریشه ای نیست ولی کسایی که از یه دین دیگه هستن و میرن دنبالش و تحقیق میکنن به اصل هر چیزی که توی اسلام هست میرسن و چون هرچیزی رو با آگاهی از دلیلش قبول میکنن اینه که اسلام تو وجودشون نهادینه میشه.

همیشه میشنویم که فوج فوج و چند هزارتا ،چند هزارتا از فلان کشور در طول مثلا یک سال یا شش ماه مسلمون میشن ولی توی مملکتهای اسلامی چنین آماری وجود نداره و یا اگرم وجود داشته باشه اونقدر نیست که به چشم بیاد یا کسی بره دنبال آمارشون و این به همون مسئله برمیگرده که اینها جواب سوالاتشون رو از دین ما میگیرن و فکر میکنن دین خودشون بهشون جواب داده!

آقا رضا خیلی خوشحال میشم به زهرا خانوم که گفتید توی قلب اروپا زندگی میکنه (فکر میکنم هلند باشه) بگید که بیاد اینجا متن من رو بخونه و نظرشو بده.

البته ما خودمون فامیل و آشنا هم توی آمریکا (سیاتل) و هم توی چند کشور اروپایی (هلند- آلمان – فرانسه – اتریش و انگلیس)(+ دبی) داریم ولی خب زیاد باهاشون در ارتباط نیستم و یادم هم نمیمونه که از این بحث ها بکنم! یه سری اطلاعات هم خودم دارم ولی دوست دارم نظر اون دوستمون رو هم بدونم.

شما هم که این مطلب رو خوندید حتما نظرتون رو برام بنویسید.

+ شيرجه زده شده در  چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 13:40  توسط .Dolfin.  | 

یکی از دوستان با نام "یکی مثل خودت" تو بخش نظرات نوشته:

می دونی چیه؟
حرفت رو قبول دارما ولی بااین شیوه که مسلمونهارو با سایر ادیان مقایسه می کنن مشکل دارم...
توی هر دینی هر ملیتی هر فرهنگی کسانی هستند که سازخودشون رو می زنن وکاری به شرایط و قوانین اون موقعیتی که بهش تعلق دارن ندارند...
مسیحیا اکثراَ انسانهای خوب و شریفی هستند ولی این دلیل نمی شه که توی قیاس با چندتا مسلمون نما! بخوایم اونارو دست بالاتر یا مسلمونهارو دست پایین تر بگیریم! توی معضلات و مشکلات به ذات اسلام برنمی گرده...مشکل کج فهمی ها(بخون نفهمی ها)ی بعضی از خود مامسلمونهاست که باعث می شه...
می دونم منظور تو چیز دیگه ای بود!متوجه منظورت هم شدم ولی چون مدتیه از این قیاسها و نتیجه گیری ها اشتباه دیدم که مسلمونها از دین به در شدن خواستم اینجا این حرفهارو بزنم...
کسی اگر واقعاَ مسلمون باشه دست به هیچ کدوم از این کارها نمی زنه!این یه حکم کلی توی سراسر دین اسلامه!

در پاسخ به این دوستمون باید بگم که من مسلمون بد دیدم (میدونی که؟!) ولی مسیحی بد ندیدم.

توی سالهای تحصیلم بزرگترین و بدترین کاری که از یکی از دوستان غیر مسلمونم دیدم این بود که یه بار (دقت کن فقط یه بار در طول دوره آشناییمون) سر نمره استاد رو پیچوند...............البته بعد بچه ها بهش گفتن فلانی تو مسیحی هستی نباید دروغ بگی.

البته اونم یه جواب جالب داد:من به عنوان یه مسیحی دروغ نگفتم من به عنوان یه ایرانی دروغ گفتم!

البته این خودش جای بحث داره که ما به عنوان یه ایرانی دروغ نمیگیم بلکه به عنوان یه مسلمون دروغ میگیم. چون ایرانی هایی که میرن خارج یهو همه شون درست کار از آب در میان که یه موقع ملیتشون زیر سوال نره و از این حرفا!

اینم بگم که من حرف اون دوستم رو چند وقت بعد سر یه موضوعی واسه دو نفر (اهل کتاب) دیگه هم تعریف کردم. اول اونها خندیدند، البته از روی ناراحتی نه خوشحالی ، بعد یکی شون گفت :بازم اشتباه کرده اصلا نباید دروغ میگفته.

منظور من این نبود که بخوام مسلمون و غیر مسلمون رو مقایسه کنم بلکه منظور من این بود که بگم مسیحیا خیلی بیشتر به دینشون پایبند هستن و حتی اگه مسلمون هم بشن مسلمون بهتر و سفت و سخت تری میشن.

اینو باشه دفعه بعد توضیح میدم.

آخرش اینم اضافه میکنم:ای بابا................تو هم دیوار کوتاه تر از ما گیر نیوردی که عقده بقیه رو سرش خالی کنی؟!

در ضمن بلافاصله بعد از ارسال این پیام این دوستمون خانم ته تغاری نظر داد که:


زیاد متوجه نشدم چون تو جریان نبودم ولی کاملا با حرفتون مخالفم
که مسیحی ها خیلی پابند تر از مسلمون ها هستند چون که شما فقط مسیحی های ایران رو با هم مقایسه می کنید که اونم به نظر من اینطور نیست!!

ای باباااااااااااااااا.................من کی گفتم مسیحیا به دینشون پایبند ترند؟ اتفاقا اینطور نیست! (فکر کنم الان یه تایپک دیگه م باید سر این جمله برم!!!) بابا من گفتم مسیحیایی که مسلمون میشن و یا بقولی تازه مسلمون ها از ماها که از اول تو خانواده اسلامی دنیا اومدیم بهتر از آب درمیان...........در ضمن منظور من بیشتر مسیحیای اروپایی بود تا ایرانی و اینم مربوط میشه به همون بحثی که گفتم بعدا راجع بهش میخوام بنویسم!

خواهشا رو مطالبی که میخونین بیشتر دقت کنین


 

+ شيرجه زده شده در  یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 18:13  توسط .Dolfin.  |