|
|
|
|
|
آگهی مؤدبانه! آگهی جالب زیر در روزنامه آنسایگر فن اوستر سوئیس جلب توجه کرده است: خواهش مؤدبانه از والدین و آموزگاران! لطفاً به بچه هایتان تذکر دهید هیچ شایسته نیست که روزها در خیابان دنبال اشخاص پیر راه بیفتند و به آنها نسبتهایی از قبیل:هاف هافو،پدر سوخته،گیس سفید،کله خر،نسل گذشته،نفم و ... امثالهم بدهند؛به آنها بفهمانید که خودشان نیز سرانجام روزی مثل ما پیر و شکسته خواهند شد. خیلی ممنون به خاطر تفاهمی که نشان خواهید داد. با تقدیم احترام آقا و خانم فلونزر – 70 و 75 ساله ماگن گارتن اشتراسه؛شماره 19
استخدام اداری یک آگهی جالب از روزنامۀ... در چند سال پیش از این در ایران: 1. کمپرسی شماره 45965 مدل 58 2. لیسانسیه حسابداری دو سال سابقه کار 2 نفر 3. فولکس واگن شماره 45827 مدل 59 متقاضیان میتوانند جهت اطلاع بیشتر از شرایط استخدام و ثبت نام با در دست داشتن: 1. مدارک تحصیلی و تخصصی 2. فتوکپی کارت پایان خدمت یا معافیت دائم (غیر پزشکی) 3. 6 قطعه عکس 4x6 تا تاریخ 10/8/51 به کارگزینی شرکت برق منطقه ای واقع در خیابان چهارباغ بالا مراجعه نمایند. تاریخ انجام مصاحبه در روز مراجعه به اطلاع داوطلبان خواهد رسید. آ – 52384 آگهی استخدام! یک آگهی در روزنامه تایمز لندن: «تا وقتی که موفق شویم یک ماشین نویس خبره پیدا کنیم،حاضریم یک ماشین نویس ناشی را استخدام نمائیم. تا زود است از این فرصت مناسب استفاده کنید.»! شوهر با احتیاط! مردی به نام ایلیان این آگهی را منتشر کرده است: «به عموم دوستان و آشنایان تذکر میدهم که اگر همسر من خواست به نام من چیزی از آنها قرض کند، من به هیچ وجه مسئول پرداخت قروض مذبور نیستم.» و بلافاصله همسرش در همان روزنامه این آگهی را چاپ کرده است: «همه میدانند که شوهر من بقدری بی اعتبار است که هیچ کس حاضر نیست به نام او چیزی به من قرض بدهد»! اسب سواری! یک مؤسسۀ فروش اسب این آگهی را منتشر کرده است: «آیا اسب سواری کرده اید یا نه؟ اگر اسب سواری نکرده اید همین قدر بدانید که هیچ چیز از زندگی نفهمیده اید... و ما دیگر به شما چیزی نمیگوئیم.»! با آگهی زندگی شیرین می شود! یک ماه تمام در روزنامۀ تایمز لندن اعلان کوچکی می شد که ترجمۀ آن این بود: «بیل! خواهش میکنم با من تماس بگیر،من از گناه تو گذشتم.»! مارگریت در روز سی و یکم یک اعلان دیگر در روزنامۀ تایمز لندن چاپ شد که ترجمه آن این است: «با تو تماس می گیرم،من نیز از گناه تو گذشتم.»! بیل |
||
|
+
شیرجه زده شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 3:42 توسط Dolfin
|
|
||
|
|
|
|
|
محمدبن فضيل ازقول امام هفتم عليه السلام روايت كرده كه به حضرت عرض كردم: برادران من درباره ي يكي ازدوستانم چيزهايي ميگويندكه من خوش ندارم وچون ازاوميپرسم،انكارميكند درحالي كه كساني كه به من خبرداده اند مردمان مورد اطميناني هستند.حضرت فرمودند: گوش و چشمت را درمورد برادرت تكذيب كن. اگر50 نفرسوگند بخورند واو برخلاف آنها بگويد؛ او را تصديق كن وآن 50 نفر را تكذيب كن و مبادا درباره ي او مطلبي پخش كني كه خلاف مروت باشد و او را خوار دارد و به شخصيت او آسيب رساند. |
||
|
+
شیرجه زده شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:45 توسط Dolfin
|
|
||
|
|
|
|
|
5 شنبه هفته گذشته با همسرم و همکار همسرم و همسر آینده همکار همسرم (عجب همسر بازی ای شد!.......همسر تو همسر شد!!!) رفته بودیم ولیعصر فیلم عاشق رو ببینیم جاتون خالی که بعدشم کجاها رفتیم و چقدرم خوش گذشت! برگشتنی داشتیم از اتوبان صیاد شیرازی فعلی و اتوبان شهید عراقی قبلی و اتوبان نیاوران سابق!(..........جهت رفاه حال تمام نسلها!) بر میگشتیم که یهو دیدیم یا خدا تو لاین مخالف چه ترافیک سنگینیه و پلیس و آتش نشانی و آنبولانس و کلی آدم و گشت و بسیج همه جمع شده بودن ما هم گفتیم چی شده چه خبره و لابد آتیش سوزی شده که آتش نشانیم هست و اینا خلاصه رفتیم خونه فردا ظهر که بابام اومد خونه خبر داد که صبح که میرفته سرکار تو کوچه بالایی تو یه گونی چند تا دست و پا پیدا کردن و همه ریختن اونجا و بقیه تنش هم نیست و نمیشه هویت یابی کرد بعد از ظهر که خاله خوله ها و بری بچزشون ریختن خونه مون فهمیدیم تو پارک پایینی هم تنه یه زن رو پیدا کردن که توی کارتون وز بوده و یکی از پسرخاله هام (آخر من پسرخاله زیاد دارم) گفت که روزنامه ایرانم تو یه متن خیلی کوچیک!#^% بهش اشاره کرده بوده و لا غیر!! چند روز پیش معلوم شد که کلا یه نفر بوده که کشته شده و سرش هم هنوز پیدا نشده و مجهول الهویه ست.... این موند تا اینکه امروز بابام ناهار اومد خونه و خبر آورد که بالاخره سر جسد هم پیدا شد و زن بیچاره حسابدار آقای ش. یکی از کاسبای محل بوده و از قرار معلوم کارفرما به حسابدار میگه من امروز مهمون دارم بهمون اضافه کاریو اونم قبول میکنه مثل اینکه آقای ش. هم اینو میگه و میزنه بیرون به کاراش برسه و تو همون بعداز ظهر لعنتی زنگ زده میشه و حسابدار بخت برگشته فکر میکنه که جنابان مهمونا تشریف آوردن و بدون اینکه بپرسه کیه (لابد دیگه!) درو وا میکنه و 4 تا افغان لات بی همه چیز میریزن تو و بعد از اینکه هر غلطی دل بد دلشون خواسته کردن و بعد بدنش رو با اره برقی تیکه تیکه کردن و هر قسمتش رو انداختن یه جا تا لو نره (حالا معلوم نیست وقتی داشتن اره ش میکردن طرف زنده بوده یا قبلا کشتنش L در اینجاست که با صدای بلند باید از همین تریبون فریاد بزنم مرگ بر افغانی که تولیدات به اصطلاح کشاورزیشون کثافتن و خودشون از اونا کثافت ترند و ایضا لجن هم می باشند شدید و اعلام میکنم اگه کاره ای تو این مملکت بی در و پیکر هستی و داری اینجا رو میخونی از طرف همه اهالی محل ازت میخوایم (و کلا از مسئولش دیگه ، حالا هر کی هست!) اون 4 تا لاشخورو بیارین تو پارک و زنده زنده جلو چشم همدیگه اره شون کنین تا درس عبرت بشه واسه بقیه لجن تر ها تحقیقات تکمیلی اگه بود بعدا در این زمینه اضافه میکنم...... در حال حاضر عاملین این ماجرا شناسایی و دستگیر شده اند................. از همین جا...................... این پرونده رو در حال حاضر مختومه اعلام میکنم...........ختم جلسه! |
||
|
+
شیرجه زده شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 16:36 توسط Dolfin
|
|
||